خاطره حق الناس

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    فال حافظ
    ابزار وبلاگ

    codeتاپ ابزار

    كد هاي زيبا سازي

    ارسال لینک <

    قالب وبلاگ


    قالب وبلاگ
    فال تاروت

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    یکی از دوستان این خاطره را که براش اتفاق افتاده اینگونه تعریف مینماید:

    برای شخصی کار پیمانکاری چوبی انجام داده بودم و در قبال کار انجام شده دو فقره چک دریافت نموده بودم در موقع سررسید چکها متاسفانه چکها وصول نشد هر وقت که به صاحب چک مراجعه میکردم از دادن مبالغ چکها امتناع میورزید و میگفت ندارم از این موضوع نزدیک به یک سال گذشت به خودم میگفتم هر وقت دست و بالش باز شد مبالغ چکها را میدهد حتی بارها بهش گفته بودم بصورت ماهانه و در اقساط پرداخت نماید ولی بازم زیر بار نمیرفت در یکی از روزها دیدم که طرف تانکرهای بزرگ شربت درست کرده و بصورت نظری بین مردم پخش مینماید رفتم بازم بهش گفتم هر چقدر داری از مبالغ چکها را بده ولی بازم گفت ندارم منم چکهای برگشتی را درآوردم و رفتم برروی ماشین و با صدای بلند گفتم هر کسی از این شربت نذری بخورد من راضی نیستم چون این شخص پولهای منو نمیده یه چند نفری آمدند که آقا ابن چه کاری میکنی چرا نذری طرف داری خراب میکنی منم به همشون میگفتم من حقم را میخوام اگه شما راست میگید پول چکها را بدهید در این نظری شما هم شریک باشید بعد از یک ساعتی طرف رفت پولها را آورد و چکها را از من گرفت و بدین شکل توانستم حقم را وصول کنم

    راستی آیا ائمه اطهارمون راضی میشن که ما حق الناس به گردن داشته باشیم بعد با پول دیگران نذری بدهیم!!!!!

    نویسنده : خلیل خدایی بازدید : 376 تاريخ : جمعه 25 مهر 1393 ساعت: 8:42
    برچسب‌ها : ",حق الناس", نذری",

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها