
نه تنها با رفتنت جایت خالی نیست!!!! بلکه خیلی هم خاطرخواه داره... ...
ادامه مطلب
خدایا ازت یه چیزی میخوام: چیز زیادی نیس.... به خودت قسم کاری کن امثال من.... یه بار بدون بغض با چشای خشک.... وخیال راحت سر روی بالش بزاریم.... همین وبس!!!! ...
ادامه مطلب
آدم وقتی انی حرفهای دیل زیاده یوهو منفجر نوبوهو که لال بوهو فقط هن... (آدم وقتی حرفهای تو دلش زیاد میشه منفجر نمیشه فقط لال میشه همین) ...
ادامه مطلب
آخر پاییز شد و همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!!! اما تو بشمار تعداد دلهایی را که بدست آورده ایی...! تعداد لبخندهایی که بر لب دوستانت نشانده ایی...! تعداد اشکهایی که از سر شوق و یا غم ریخته ایی...! فصل زرد بود اما تو چقدر سبز مانده ایی...! نگران جوجه ها نباش آنها را بعدا میشه شمرد! امیدوارم زندگی همه خوانندگان عزیز در لحظه های پایانی پاییزی پر از آرزوهای قشنگ باشد(آمین) ...
ادامه مطلب
دوستی میگفت:یه شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم شنیدم مادرم بابت ته دیگ از پدرم عذر خواهی کرد.هرگز جواب پدرم را فراموش نمیکنم که گفت:من عاشق ته دیگ های خیلی برشته هستم عزیزم. همان شب کمی بعد که خواستم بخوابم وقتی دور از چشم مامانم رفتم به بابام شب بخیر بگم ازش سوال کردم بابا واقعا ته دیگ را دوست داری؟ بابا مرا در آغوش گرفت و گفت:عزیزم مادرت امروز روز سخت و پرکاری را پشت سر گذاشته بعلاوه تا حالا کسی با خوردن ته دیگ نمرده. زندگی مملو از چیزهای ناقص و انسانهایی است که پر از کم و ...
ادامه مطلب
تی موهان منثن ان دفعه ترا دوست داراما تی پوشت گوش تابدخ و بوشو!!! (مـثـل تـــار مــوهـــات ایـن بـــار دوسـتـت دارم هـــایـــت را پـشـت گـوشـت بیانداز و برو !) ...
ادامه مطلب
ترا یاد بمانه: در امی زندگی وقتی گذشته فاندریم به آنچه گریه دار بو خنده کونیم (یادت باشه که: در زندگیمان یه روزی به عقب نگاه میکنیم . به آنچه گریه دار بود می خندیم) ...
ادامه مطلب
بعضی وقتان باید نیسی تا بفهمی تی نبودن کیرا مهم ایسه؟ آن وقت فهمی که باید با کی همیشه بیسی!!! (گاهی باید نباشی تا بفهمی نبودنت واسه کی مهمه ؟ اونوقته که می فهمی باید همیشه با کی باشی) ...
ادامه مطلب
الان روزیست… که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نشده… برای نگاه کردنم خندیدنم, اذیت کردنم… برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی… روزیست که در حسرت تکرار دوباره من هستی… من همیشه بهت گفته بودم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد بود… ...
ادامه مطلب
خنده ام میگیرد ای آشنای دیروزی وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل بیمار بگیری میگویی : دلم برایت تنگ شده یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی دلتنگی ارزانی خودت ای بی وفا.... ...
ادامه مطلب
باران حالا چرا؟؟؟؟ داری از قصد میزنی یک ریز با سر انگشت خود به شیشه من قطره قطره نمک بپاش امشب روی زخم دل همیشه ی من تو که در کوچه راه افتادی همه جا غیر کربلا بودی با توام ای حضرت باران ظهر روز دهم کجا بودی؟؟؟؟ روز آخر که جنگ راه افتاد سایه تشنگی به ماه افتاد مهریه زهرا مگر نبودی تو؟ تو نباریدی بجایت آن روز از کمانها گرفت بارش تیر تو که حال رباب را دیدی تو به درد دلش دوا بودی با توام ای حضرت باران ظهر روز دهم کجا بودی؟؟؟؟ وقتی آن روز رفت سمت فرات در دلش غصه های ...
ادامه مطلب
وقایع(حوادث) کربلا و روز عاشورا وقايع روز عاشورا اين روز، پر آوازه ترين روزهاى سال و خاطره آميزترين تاريخ بشرى است . دراين روز بزرگ ، پاى مردى ، فداكارى و سربلندى گروه اندكى از انسان هاى به خدا پيوسته و در برابر ده ها هزار مردان جنگى و جنايت پيشه به نمايش درآمد. اين روز، روز فداكارى امام حسين عليه السلام و ياران باوفاى وى مى باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت . در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در ...
ادامه مطلب
روز تاسوعا است و روزيست كه شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زياد در باب قتل امام حسين علیه السلام وارد كربلا شد و ابن سعد بر حسب آن نامه ، مهياى قتل آنحضرت شد. لاجرم وقت عصر بود كه لشكر خود را بانگ زد كه : يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى . جنود نامسعود او سوار شد ورو به سپاه سيد الشهداء آوردند در حاليكه آن حضرت در پيش خيمه ، شمشير خود را در بر گرفته بود و سر بزانو نهاده بود و بخواب رفته بود. جناب زينب چون هياهوى لشكر را شنيد، بنزد برادر دويد، عرض كرد: برادر مگر صداهاى لشكر را نمي شنويد كه نز...
ادامه مطلب
" گرو قرآني تذكرة المتقين" حوادث روز هشتم ماه محرم بسم الله 1. "خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشتهاند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیهالسلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیهالسلام كلنگی برداشت و در پشت خیمهها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید ش...
ادامه مطلب
کربلا....سه شنبه هفتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری * تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند. * عمر بن سعد نامه ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره ای آب به امام(ع) نرسد، همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه ی فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد: ای ...
ادامه مطلب
کربلا....دوشنبه ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری * عمر بن سعد نامه ای را از عبیدالله دریافت می دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فروگذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی سپرده ام تا هر روز وضعیت را به من گزارش کنند. * حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می گیرد تا نزد طایفه ای از بنی سعد که در آن نزدیکی ها زندگی می کردند رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت:« امروز از من فرمان برید و به یاری حسین(ع) بشتابید تا شرف دنیا...
ادامه مطلب
وقایع روز پنجم محرم راه حسین علیه السلام کوتاه ترین راه رسیدن به بهشت است. - در این روز «عبیدالله بن زیاد»، شخصی به نام «شبث بن ربعی » را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد. - «عبیدالله بن زیاد» در این روز دستور داد تا شخصی به نام «زجر بن قیس » بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیهالسلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه السلام ملحق شود، به قتل برساند. - در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی ک...
ادامه مطلب
روز چهارم محرم در این روز عبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد كوفه گرد آورد و خود به منبر رفت و گفت: اى مردم! شما آل ابى سفیان را آزمودید و آنها را چنان كه مىخواستید، یافتید! و یزید را مىشناسید كه داراى سیره و طریقهاى نیكو است! و به زیر دستان احسان مىكند! و عطایاى او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینك یزید دستور داده است كه بهره شما را از عطایا بیشتر كنم و پولى را نزد من فرستاده است كه در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و...
ادامه مطلب
روز سوم محرم اعزام لشکر به سوى کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنى روز سوم محرم با چهار هزار سپاهى از اهل کوفه وارد کربلا شد. برخى نوشته اند که: بنو زهره (قبیله عمر بن سعد) نزد او آمده و گفتند: تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو، زیرا این باعث دشمنى میان ما و بنىهاشم مىگردد. عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استغفا کرد، ولى عبیدالله استعفاى او را نپذیرفت، و او تسلیم شد. و برخى از تاریخ نویسان نوشته اند: عمر بن سعد دو ...
ادامه مطلب
نزول امام حسین علیهالسلام به زمین کربلا روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یک بوده است. در مقتل ابى اسحاق اسفراینى آمده است که: امام علیهالسلام با یارانش سیر مىکردند تا به بلدهاى رسیدند که در آنجا جماعتى زندگى مىکردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود. پاسخ دادند: «شط فرات» است... . آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟ جواب دادند: «کربلا». پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین کرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خ...
ادامه مطلب