حضرت باران در ظهر عاشورا

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->-->
Ùx81اÙx84 ØxadاÙx81ظ
-->-->-->-->
-->-->-->
ابزار Ùx88بÙx84اگ
-->-->-->

-->-->-->

codeتاپ ابزار

Ùx83د Ùx87اÙx8a زÙx8aبا سازÙx8a

-->-->--> ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© <-->-->-->-->

Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ


-->-->-->

Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ
Ùx81اÙx84 تارÙx88ت

باران حالا چرا؟؟؟؟

داری از قصد میزنی یک ریز با سر انگشت خود به شیشه من

قطره قطره نمک بپاش امشب روی زخم دل همیشه ی من

تو که در کوچه راه افتادی همه جا غیر کربلا بودی

با توام ای حضرت باران ظهر روز دهم کجا بودی؟؟؟؟

روز آخر که جنگ راه افتاد سایه تشنگی به ماه افتاد

مهریه زهرا مگر نبودی تو؟ تو نباریدی بجایت آن روز

از کمانها گرفت بارش تیر تو که حال رباب را دیدی

تو به درد دلش دوا بودی

با توام ای حضرت باران ظهر روز دهم کجا بودی؟؟؟؟

وقتی آن روز رفت سمت فرات در دلش غصه های دنیا بود

تو اگر در میانمان بودی شاید الان عمویم اینجا بود

رحمت عشق از تو میبارید قبل ترها چه باوفا بودی

با توام ای حضرت باران  ظهر روز دهم کجا بودی؟کجا بودی؟؟؟؟

ارسالی:جناب آقای مختاری

 

 

بیا فاندر...

ما را در سایت بیا فاندر دنبال می‌کنید

برچسب: امام حسین(ع) ",محرم",باران", نویسنده: خلیل خدایی بازدید: 1077 تاريخ: چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت: 20:36

صفحه بندی

آرشیو مطالب

خبرنامه